|
سرگرمی وبلاگی برای همه |
|||
|
سهشنبه 06 فروردین 1392 :: 12:27 :: نويسنده : sprit
شير يه روز تصميم گرفت با نامزدش ازدواج كنه در وسط جشن و در گردهمايي با شكوه شير ها به مناسبت اين واقعه مهم . . موش كوچكي با احتياط زياد راهي براي خودش پيدا كرد و روبروي داماد وايساد و با صداي رسا و لرزان!! گفت " داداش عزيز ازدواج تو رو تبريك مي گم و براي داداش گنده اي مثل تو آرزوي خوشبختي دارم" يكي از شير هاي ميهمان غريد كه" موش فسقلي تو چطور به يه شير مي گي داداش؟" . . موش با احتياط و به آرامي گفت " با اجازه تو داداش عزيز منم قبل از ازدواج شير بودم!!"
درباره وبلاگ به وبلاگ خودتان خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|